آذربایجان غربی

اصلاحات در دولت اعتدال

  • چهارشنبه, مهر 04 1397
  • اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

عبدالله كريمي: وقتی شعار اعتدال در خرداد 92 بروز کرد جستجو در افکار سیاسیون حول تئوری موجود آغاز شد. عده‌ای به میانه‌روی به جای سبقت‌جویی تاکید داشتند. گفتمان اعتدال معیاری برای تمیز کردن اعتدال از افراط و تفریط قلمداد می‌شود.

دیگران افراطی هستند چرا که با افکار و رفتار من مخالفند اما مشکل آن است که نظریه اعتدال هیچ معیار عینی برای تشخیص این امور در اختیار قرار نمی‌دهد و لذا اثبات تندروی و کندروی و با چپ روی یا راست روی یا معتدل بودن، بر مبنای این تئوری غیرممکن است. آیا زمانی که حسن روحانی کابینه خود را فراجناحی معرفی کرد و خود را به اندازه کافی سیاسی خواند از اعتدال خبر می داد یا اعتدال را بنا می نهاد؟

اصلاحات در افکار سیاستمداران شکل می‌گیرد. در چنین شرایط حاکمی، مردم این سوال را از خود دارند که چرا مشکلات اقتصادی چون تورم، بیکاری، نقدینگی، شکاف طبقاتی، فساد و رشد پایین اقتصادی وجود دارد؟ و این مشکلات در چه زمانی راه حل درخوری پیدا خواهد کرد؟

پاسخ پرسش حاضر از دیدگاه ملت تنها یک چیز است و آن این است که تا زمانی که اقتصاد در چنبره سیاست گرفتار است و سیاستمداران به جای کارشناسان اقتصادی درباره معضلات اقتصادی تصمیم می‌گیرند و تصمیماتشان در جهت منافع سیاسی- ایدئولوژیک جناح های خاص است تحولی در اقتصاد ایجاد نخواهد شد. در کنار آن سیاست صبر و انتظار از سوی دولتمردان راه به جایی نخواهد برد. مخالفان عملا ابتکار بحران را در دستور کار دارند و این بحران به غایت جدی است چرا که از نوع بحران های موسوم به تروریسم اقتصادی است. مبتلا شدن به چنین عارضه‌ای تنها ساختارهای به وجود آمده را سست خواهد کرد که گریبان هر دو طیف حاکم را خواهد گرفت.

هر رئیس‌جهوری در هر کشوری در چنین شرایطی نیاز به مشاوران آگاه و هوشمندی دارد تا اصلاحات ساختاری را تبیین کند. بالطبع در چنین شرایطی علاوه بر بحران های اقتصادی با بحران کمبود ایده‌های راهگشا مواجه هستیم. در دهه‌های گذشته دولت از اندیشمندان بالقوه و بالفعل خواسته بود فقط دنباله‌رو سیاست‌های شخص باشند و تبلیغ‌گر او و همین رویکرد به تنبلی اندیشه و تعطیلی تعقل انجامید.

دهه گذشته چیزی نبود جز کابوس و شبح هولناکی از تحریم از مجموعه‌ای از فسادهای نهادینه شده، جنگ‌های روانی، پاره کردن گلوی مخالفان و همه اینها به نام ارزش‌های چون عدالت و مساوات صورت گرفت. همه این‌ها قول برپایی بهشت دادند اما چیزی جز فقر کاشته نشد.

بانیان و حامیان جنبش اعتدالی نه دولتمردان مصلح، بلکه خود توده مردم ، دانشجویان منتقد و روزنامه نگاران مستقل و اصناف و تشکل‌های سیاسی بودند. روحانی و جناح منسوب به وی خالق این موج سیاسی نبودند؛ بلکه فشارهای اجتماعی و اقتصادی، مقاومت فرهنگی و مطالبات جامعه ایران بود که روحانی و همفکرانش را به وجود آورد.

سیل نارضایتی های از دولت اصولگرا ، شعور و آگاهی سیاسی مردم رجال سیاسی را خواسته یا ناخواسته به میدان مبارزه فرستاد تا افراط گرایان را که معتقد به جامعه تک صدایی هستند به چالش بکشد. مردم و یاران اصلاحاتی در تلاش بودند که سیاست، فرهنگ و اقتصاد جامعه را به طریقی خودجوش و خودساز دموکراتیزه کنند.

شهروندان مدرن امروز دیگران آن تک‌صدایان دیروز نبودند. با منطق و تعقل در جستجوی تنش زدایی، دیپلماسی و گفتگو و آشتی ملی بودند. در این برهه حساس حسن روحانی وسیله مصحلتی می‌شود برای اصلاحات که ماشین آن به منزلگاه نرسید. در این خانقاه که ماشین اقتصاد تا کمر در گل فرو رفته است عده ای افراد رادیکال کمر به خلق گزینه‌ای موقت جهت برون رفت از مشکلات حاضر کرده اند که بی شک دچار همان سردرگمی های دهه هشتاد خود شده اند.

نتایج امیدوارکننده دولت میانه‌رو تاکنون کم نبوده است. امروز مجلس و هیئت وزیران نیز در دست این جناح حاکم است. شوراهای شهر که می‌توانند گره از مشکلات مردم بردارند نیز قابل توصیف است.

دولت روحانی در زمینه فرهنگ سیاسی اصلاح‌طلبی و با پشتیبانی فعالان و رهبران سیاسی، سازمان‌ها و ساختارهای سیاسی دوم خرداد پدید آمده است دوام دولت او اما وابسته به به کارگیری از تجربیات آن جبهه است. دستاورد جبهه دوم خرداد گسترش و نفوذ ادبیات اصلاح‌طلبانه‌ای بود که موجبات پیروزی روحانی و پشتیبانی بسیاری را از او فراهم کرد ولی ضمانت دوام دولت او پیگیری اصلاحات با تداوم پشتیبانی مشارکت این گروه از جامعه است.

بی‌شک استفاده از نیروهای اصلاحاتی در بدنه اقتصادی با رویکرود نگاه به بیرون شرایط اقتصادی را بهبود خواهد بخشید، هر چند اصلاحات در این اواخر روندی بسیار تدریجی پیدا کرده ولی مهم این است که خصوصیتی پایدار و برگشت ناپذیر به خود گرفته است. کسانی که از بن بست اصلاحات سخن می‌گویند، دید صحیحی نسبت به اصلاحات نداشته‌اند.

انتظارات آنان از اصلاح طلبان بیش از حد مقدور بوده است، نمی‌توان از روحانی انتظار داشت که یک شبه رسوبات گذشته را به گونه‌ای بنیادی پاک کند. به علاوه خود او وابسته به سیستم کنونی است و همیشه از اصلاحات درون نظام سخن گفته است. روحانی به هر جهت مسئول همه مشکلات سیاسی اقتصادی کشور نیست.

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google BookmarksSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منتشرشده در یادداشت

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.