آذربایجان غربی

سود و زیان امضای کنوانسیون دریای مازندران

  • چهارشنبه, مرداد 24 1397
  • اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

نعمت احمدی: بحث دریای مازندران این روزها نقل محافل است، از حساسیت نام گذاری این دریاچه دریاوار که در نوشته دیپلمات صاحب قلم آقای دکتر فریدون مجلسی به نام خزر اشاره داشتند که نگارنده را به یاد کتاب قبیله سیزدهم یا خزران آرتورکستلر می‌اندازد و ابا دارم از نام بردن این دریا به نام خزر و دریای مازندران که آن را خوشتر دارم؛ بگذریم.

همه از سابقه تاریخی گفتند و از قرارداد مودت 1921 و قرارداد تجاری سال 1940 در بحبوحه جنگ جهانی دوم که استالین می‌خواست خیالش از دریای مازندران و حضور آلمان‌ها در ایران و راه آهن سراسری ما راحت شود، فروپاشی شوروی فرصت طلائی بود که ما می‌توانستیم به اراضی آن‌سوی اترک و ارس و مناطق جدا شده از پیکر فلات ایران نگاه تازه‌ای داشته باشیم که نشد و عوامل این نشد را باید در نگاه‌های متفاوت جست‌وجو کرد اما می‌شد از دریای مازندران بعد از فروپاشی سود مادی و مالی برد، فروپاشی شوروی موهبتی بود برای اقوامی که با زیاده خواهی دولت تزاری طی قرون هفده و هجده و نوزده به تصرف روسیه درآمدند و به باور من سرفصل جدائی این مناطق از همان روزی گذاشته شد که دولت کمونیستی، با تشکیل جمهوری‌های مختلف موافقت نمود و هر منطقه دارای مجلس یا دوما و دولت محلی گردید، اسباب جدائی از قبل فراهم آمده بود فقط چند جمهوری اختلافات مرزی پیدا کردند روسیه و گرجستان بر سرآبخاز، آدزبایجان با ارمنستان بر سر قره‌باغ و نخجوان و تاجیکستان هم درگیر جنگ‌های داخلی شد تا این اواخر که روسیه شبه جزیره کریمه را که از سال 1956 به اکراین منضم شده بود را از آن خود ساخت، چهار دولتی که در ساحل دریای مازندران شکل گرفتند روسیه که از اول نظر به ژئوپلتیک نظامی دریای خزر داشت، آدربایجان و ترکمنستان و قزاقستان، جمهوری‌های تازه استقلال یافته‌ای که به دریا راه نداشتند و صاحب نفت و گاز شدند، ایران بهترین موقعیتی بود که می‌توانست از حسن همجواری با این سه کشور و سواحل دریای آزاد خود در خلیج فارس و دریای عمان سود ببرد و از سوآپ استفاده مالی بکند، کشورهائی که به دریای آزاد راه ندارند و همسایه‌ای دارند که به دریای آزاد راه دارد نفت و گاز خود را در مرز کشور مشرف به دریای آزاد تحویل می‌دهند و همین میزان نفت و گاز را در سواحل دریا دریافت می‌کنند و از این رهگذر سود سرشاری نصیب کشور خود می‌کنند متأسفانه این فرصت خدادادی طلائی را هم از دست دادیم و با یکی دو شرکت خصوصی هم که به تجارت سوآپ مشغول شدند برخورد شد.

این کشورها باید راهی پیدا می‌کردند، آذربایجان که روزگاری در حوزه نفتی واقع در منطقه مشترک دریائی با ایران تا مرز درگیری پیش رفته بود از امکانات بین‌المللی سود برد و خط لوله باکو-جیهان را احداث نمود، خط لوله‌ای که اوضاع آذربایجان را از هر نظر دگرگون کرد و صاحب این امتیاز شد که بتواند نفت و گاز دیگر کشورهای حاشیه دریای مازندران را هم از طریق این خط لوله به بازارهای جهانی برساند، مذاکرات حقوقی راجع به دریای مازندران با وقفه‌ای چند ساله رو‌به‌رو شد اما آذربایجان با سرعت در سواحل خود مشغول بهره‌برداری از حوزه نفتی شد تا جائی که امروزه صحبت از حوزه‌های سرشار نفت و گاز می‌رود.

ترکمنستان و قزاقستان هم کف دریا را با خود و روسیه قسمت کردند و مشغول بهره‌برداری هستند. مانده بود نحوه انتقال نفت و گاز از چاه‌های منطقه به بازار آزاد که مجوز نصب لوله در کف دریا را لازم داشتند، با امضای اخیر کنوانسیون دریای مازندران در واقع چهار کشور به مقصود خود رسیدند، نگاهی به سرفصل این دو سه روز روزنامه‌های روسیه بیندازید، گوئی در جبهه جنگ جهانی پیروز شده‌اند! روس‌ها با وصل دریای مازندران از طریق رود ولگا به دریای آزاد عملا بزرگترین دریاچه جهان را به دریا تبدیل کردند و جایگاه مناسبی برای ناوگان نیروی دریائی خود ایجاد نمودند.

روسیه همه داشته‌های خود را در جنگ سوریه در طبق اخلاص گذاشت تا مکان ناوگان نیروی دریائی خود را در بندر طرطوس حفظ کند و حالا با امضای کنوانسسیون فعلی، محل استقرار امنی برای ناوگان دریائی خود در آب‌های دریای مازندران دست و پا کرده است؛ پیروزی مشابه با پیروزی در جنگ جهانی دوم! دو کشور ترکمنستان و قراقستان هم همه موانع نصب لوله در کف دریای مازندران را پشت سرگذاشتند و آذربایجان هم جایگاه خود را به عنوان عبور دهنده نفت و گاز دو کشور ترکمنستان و قراقستان ارتقا داد و سوآپی که ما می‌توانستیم از زمانه فروپاشی شوروی و تشکیل جمهوری‌های شوروی از آن سود کلان ببریم این کشور به راحتی به چنگ آورد و هم اکنون بر نفت دریای مازندران از هر نظر مسلط است و درآمد سرشاری از انتقال نفت و گاز دو کشور ترکمنستان و قزاقستان به دست خواهد آورد.

ایران اما به یک دعوای قدیمی تا مرحله‌ای پایان داده است ظاهرا با امضای کنوانسیون فعلی دریای مازندران به 5 منطقه تقسیم شده است 1-آب‌های داخلی 2-دریای سرزمینی 3-منطقه انحصاری صید 4-منطقه مشترک که در سطح دریای مازندران است و درنهایت پنجمین منطقه که به بستر و زیر بستر دریای مازندران بین کشورها تقسیم خواهد شد. آنچه که جسته و گریخته از فواید کنوانسیون به نفع ایران برمی‌آید منطقه انحصاری صید ماهی از 15 کیلومتر به 25 کیلومتر گسترش یافته است و در دیگر موارد گروه‌های کارشناسی باید از طرف 5 کشور حاشیه دریا به گفت‌وگو بنشینند. همانطور که گفتم، در این کنوانسیون در واقع مسائل چهار کشور حل شد اما مسائل ایران به باور من حل نشده باقی ماند و امضای کنوانسیون بردی بود برای چهار کشور حاشیه دریا که هر یک به منافع مورد نظر خود رسیدند؛ ان‌شاءا... ما هم خواهیم رسید.

منبع: آرمان

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google BookmarksSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منتشرشده در روزنامه ها

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.